دعای فرج امام زمان علیهم السلام 


کانال تلگرام ادبیات متوسطه




تاريخ : سه شنبه 4 آبان 1399 | 11:42 | نویسنده : a.sh |

متن هاي تعليمي


موضوعات مرتبط: حکایت: چراغ

تاريخ : چهار شنبه 5 مهر 1396 | 1:2 | نویسنده : a.sh |

معنی ابیات:
1-ماه فرو ماند از جمال محمد                     سرو نباشد به اعتدال محمد
ماه در برابر زیبایی محمد(ص) زیبایی ندارد و درخت سرو با آن تناسب و زیبایی در برابر قامت پیامبر(ص) زیبا و خوش قامت نیست
2-آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی         آمده مجموع در ظلال محمد
همه پیامبران ار آدم و نوح و ابراهیم خلیل و موسی و عیسی در زیر سایه حضرت محمد(ص) جمع شده اند .(مقام و مرتبه پیامبر (ص) از همه بالاتتر است)
3-سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی            عشق محمد بس است و آل محمد
ای سعدی اگر می خواهی عاشق کسی باشی و جوانی شور و نشاط را تجربه کنی عشق به حضرت محمد(ص) و خاندن او برای تو کافی است

معنی واژه ها
اسوه: نمونه
ظلال:سایه ها
تندخویی:بداخلاقی
سیما:چهره
عطوفت:مهربانی
گشاده رو:خندان
عیادت:ملاقات
دشنام:ناسزا
مدارا:نرمی و سازش
اعتدال:میانه روی
تجمل:خودآرایی
جمال:زیبایی
رافت:مهربانی
محزون:غمگین
دادخواهی:شکایت
تجاوز:دست درازی


خود ارزیابی
١ رفتار پیامبر )ص( با امام حسن )ع( و امام حسین )ع( در دوران کودکی چگونه بود؟پیامبر اکرم (ص) با فرزندان خود با مهر و عطوفت رفتار می کرد و می فرمود فرزندان ما پاره جگر ما هستند.گاه وقتی به سجده می رفت،حسن(ع)و حسین(ع) بر گردن و پشتش می نشستند و او چندان در سجده می ماند تا آنان پایین بیایند و گاهی آنان را به آرامی پایین می آورد و از سجده برمی خاست و هر دو را در بر می گرفت و بر صورتشان بوسه می زد
٢ کدام رفتار پیامبر )ص( با دیگران، برای شما جالب تر است، چرا؟هرگاه به مجلسی وارد می شد نزدیک ترین جای خالی را انتخاب می کرد.این رفتار نشان دهنده تواضع ایشان بود و بیانگر این است که خود را بالاتر از دیگران به حساب نمی آورد.در حالی از نظر مقام و مرتبه کسی به پای ایشان نمی رسد
٣ به نظر شما چرا پیامبر )ص( بد رفتاری با خویش را می بخشید امّا نسبت به قانون شکنی،گذشت نداشت؟با توجه به روح بلند و مناعت طبعی که داشت بدرفتاری دیگران با خودش را می بخشید اما با افراد قانون شکن مقابله می کرد.چرا که عدم رعایت قانون باعث هرج و مرج در جامعه و ضایع شدن حقوق دیگران می شود.
٤ ……………………


دانش های زبانی و ادبی
نکتۀ اوّل
به این جمله ها توجه نمایید و دربارهٔ آنها گفت وگو کنید.
 من حالا نامه را می نویسم.
 تو اکنون نامه را می نویسی.
 او اکنون نامه را می نویسد.
 ما اکنون نامه را می نویسیم.
 شما الآن نامه را می نویسید.
 آنها حالا نامه را می نویسند
چنان که می بینید جملات بالا مربوط به زمان حال یا مضارع است. هر فعل شش ساخت دارد
به صورت های مختلف فعل، ساخت یا صیغه می گویند. به ساخت های زمان حال توجه کنید

                         شش ساخت زمان حال
مفرد جمع
می نویسم می نویسیم
می نویسی می نویسید
می نویسد می نویسند


همان طور که می بینید علاوه بر بن فعل و شناسه، جزء «می » به ابتدای فعل اضافه شده است.

نکتۀ دوم
نویسندگان برای زیباتر کردن نوشته های خود گاهی از «توصیف » استفاده می کنند. توصیف باعث
می شود تا احساس و دقّت نویسنده را بهتر دریابیم و متن در ما تأثیر بیشتر بگذارد. اکنون متن زیر را با
دقّت بخوانید:
«در میان جمع، گشاده رو بود و در تنهایی، سیمایی محزون و متفکّر داشت. هرگز به رویِ کسی
خیره نگاه نمی کرد و بیشتِر اوقات چشم هایش را به زمین می دوخت. در سلام کردن به همه، حتّی به
کودکان، پیش دستی می کرد. هرگاه به مجلسی وارد می شد، نزدیک ترین جای خالی را اختیار می کرد.
از بیماران عیادت می کرد. سخن همنشین خود را نمی برید و … »
همان گونه که در متن بالا مشاهده کردید، نویسنده با بیان جزئیّات رفتارهای شخصیتی، اخلاقی و
همچنین سیمای ظاهری پیامبر )ص( نوشتهٔ خود را دقیق تر و اثرگذارتر کرده است. شما نیز می توانید با
توجّه به سیمای ظاهری و رفتارهای اطرافیان خود، نوشته یتان را با توصیف همراه سازید


کار گروهی
١ دربارهٔ ویژگی های دیگر اخلاقی و رفتاری پیامبر )ص( گفت وگو کنید.
٢ خداوند در قرآن، پیامبر )ص( را «اُسوه » یعنی سرمشق و نمونه معرفی کرده است. چگونه
می توانیم از رفتار پیامبر )ص( برای زندگی بهتر سرمشق بگیریم.
٣ شعر دیگری دربارهٔ پیامبر )ص( یا یکی از معصومین علیهم السّلام، به کلاس بیاورید و دربارهٔ
آن گفت وگو کنید.

فعالیت های نوشتاری
١ برای هریک از کلمه های زیر دو هم خانواده بنویسید.
حضور، حاضر محضر عطوفت، عاطفه عطف     حریم حرمت احترام
 در نوشتن کلمه هایی که یک صدا ولی نشانه های متفاوت دارند، دقّت شود.
 به محل و تعداد نقطه های حروف در واژه ها، دقّت کنید.

٢ واژهٔ صحیح را انتخاب کنید و درجای خالی بنویسید.
الف( گاهی به آرامی آنان را پایین می آورد و از سجده …………(برمی خواست، برمی خاست)
ب( اجازه نمی داد کسی جز در مقام ………… در حضور او از دیگری بد بگوید. (دادخواهی،
دادخاهی)
٣ بن مضارع فعل های زیر را مشخص کنید.
می خوانم(خوان)، می رویم(رو)، می پرسد(پرس)، می شنوند(شنو)
برای نوشتن انشا به موارد زیر توجّه شود
 بهره گیری از آیات، احادیث، اشعار و ضرب المثل های متناسب با محتوا بر ارزش
نوشته می افزاید.
 ساده نویسی و پاکیزه نویسی رعایت شود

٤ یکی از چهره هایی را که دوست دارید، توصیف کنید، سپس فعل های مضارع متن خود رابنویسید.
٥ یک بند بنویسید و در آن از کلمه های «پیامبر)ص(، همنشین، قانون، بخشش، زبان » استفاده کنید.پیامبر(ص) بسیار نرم خو و مهربان بودند.هیچ گاه برای نفس خود خشمگین نمی شدند و اگر مورد اذیت و آزار قرار می گرفتود با عفو و گذشت از خطاهایشان می گذشتند.تواضع،فروتنی و ساده زیستی ایشان موجب می شد که دوستدار و همنشین محرومان باشند و مطابق قانون از حقوق انسانی آنان دفاع نمایند.ایشان به یاران خود اجازه نمی دادند که در حضورش زبان به غیبت و تمسخر دیگران بگشایند.
٦ درک و فهم خود را از ضرب المثل «از محبّت خارها گل می شود »، در یک بند بنویسید.برای تاثیر گذاری در افراد و تغییر رفتار آنها نمی توان به زور ،خشم و اجبار متوسل شد.این روش نه تنها تاثیر مثبت روی افراد ندارد،بلکه باعث برانگیخته شدن حس لجاجت و مقاومت آنها می شود.اما از راه عشق و محبت می توان سخت ترین کارها را انجام داد.محبت،دارویی آرام بخش بر دل خشن بعضی انسانهاست.محبت اکسیری جادویی است که در عمق وجود انسانها تاثیر می گذارد و آنها را متحول می کند

موضوعات مرتبط: درس سیزدهم: اُسوهٔ نیکو

تاريخ : سه شنبه 4 مهر 1396 | 23:28 | نویسنده : a.sh |
تو را دانش و دین رهاند درست               در رستگاری ببایدت جست
به راستی علم و دین در زندگی نجات بخش توست.باید به دنبال راه رهایی و نجات خویش باشی

چو خواهی که یابی ز هر بد رها             سر اندر نیاری به دام بلا
اگر می خواهی از همه بدی ها دور باشی و گرفتار بلا نشوی

بوی در دو گیتی ز بد رستگار                نکو کار گردی بر کردگار
در دنیا وآخرت از بدی رها باشی و در نزد پروردگار انسان نیکوکار و خوبی باشی

به گفتار پیغبرت راه جوی                     دل از تیرگی ها بدین آب شوی
سخنان پیامبر(ص) را در زندگی به کار ببر و دلت را از تیرگی های گناه پاک کن

اگر چشم داری به دیگر سرای             به نزد نبّی و وصی گیر جای
اگر توقع داری که در جهان آخرت آسوده و سرافراز باشی با عمل به دستورات و سفارش های پیامبر(ص) و حضرت علی (ع) به آنان نزدیک شو

بر این زادم وهم بر این بگذارم              چنان دان که خاک پی حیدرم
با این فکر و باور به دنیا آمده ام و با این فکر و باور هم از دنیا خواهم رفت و بدان من در برابر حضرت علی علیه السلام سر تعظیم فرود می آورم و از دوست داران وی هستم.

معنی واژه ها
بُوِی: باشی
سرا:خانه
وصی:سفارش شده
چشم داشتن:انتظار داشتن
گیتی:دنیا
پی:پا
حیدر:شیر،از القاب حضرت علی(ع)

موضوعات مرتبط: شعرخوانی: رستگاری

تاريخ : سه شنبه 4 مهر 1396 | 23:25 | نویسنده : a.sh |

معنی واژه های درس

آیین :روش

بلند آوازه:مشهور

تکلم:سخن گفتن

خالصانه:بی ریا

سند:مدرک

عارف:خداشناس

فرهنگ:دانش

مورخ:تاریخ دان

اخلاص:پاکدلی

اقلیت:بخش کم

پرتو:نور

ثمر:بار و میوه

ذوق:طبع و استعداد

شایان:سزاوار

فیلسوف:حکیم

مظاهر:نشانه ها

مقتدا:رهبر

***********************************************************

خود ارزیابی

١ معنای «سلمانُ مِنّا اهلَ البیت » را بیان کنید.سلمان از ما اهل بیت است.
٢ چگونه زبان فارسی به گسترش تمدن اسلامی کمک کرده است؟بسیاری از آثار منظوم و منثور فارسی از مظاهر خدمات ذوقی و فرهنگی ایرانیان است.شاعران،نویسندگان و ادبا،مفاهیم و حقایق اسلامی و معانی لطیف قرآنی را با جامه زیبای شعر و نثر فارسی به نحو احسن آرایش داده اند و آنها را در میان حکایات شیرین و مباحث مختلف خود بیان کرده اند و از این راه به گسترش تمدن اسلامی خدمت نموده اند.
٣ به نظر شما چگونه می توان به تمدّن اسلام و ایران بیشتر خدمت کرد؟با فراگیری علم و هنر و کسب کمالات و عمل به دستورات اسلام و قرآن در جهت تربیت و پرورش خود بکوشیم و با توجه به استعدادها و علایق خود با عشق،صمیمیت و اخلاص،به نوآوری و خلق آثار و ارائه خدمات بپردازیم
٤ …………………………………………………………………


دانش های زبانی و ادبی

نکتۀ اوّل
به این جمله ها توجه نمایید و دربارهٔ آنها گفت وگو کنید.
 مریم دانش آموز پرتلاشی است، دوستان مریم آیندهٔ خوبی را برای مریم پیش بینی می کنند.
 مریم دانش آموز پرتلاشی است، دوستانش آیندهٔ خوبی را برای او پیش بینی می کنند.
همان طور که می بینید در جملهٔ نخست کلمهٔ «مریم » سه بار تکرار شده است. اما درجملهٔ دوم برای
پرهیز از تکرار، «ش » و «او » به جای کلمهٔ مریم به کار رفته است.
کلمه هایی مانند: «من، او، شما، م، تان و … » که به جای اسم می نشینند، ضمیر نام دارند. کلمه ای
که ضمیر به آن برمی گردد، «مرجع ضمیر » نامیده می شود.

ضمیرها دو نوع هستند.
١ ضمیر گسسته: ضمایری هستند که به طور مستقل به کار می روند

مفرد جمع
من ما
تو شما
او آنها(ایشان)

٢ ضمیر پیوسته: همان طور که از اسمشان پیداست مستقل نیستند و به واژه های دیگر می چسبند.

مفرد جمع
م ِ  مان 
ت تان
ش شان

 

نکتۀ دوم
به واژه های زیر توجه کنید:
 منع، مانع، ممنوع
 فهم، مفهوم، مفاهیم
 عجب، تعجب، عجایب
با اندکی دقت در واژه ها، درمی یابیم که هرگروه از واژه های بالا ویژگی های مشترکی دارند:
١ ریشه یا حروف اصلی آنها یکی است، مثلاً در گروه اول «منع » و در گروه دوم «فهم » ریشهٔ
اصلی کلمه است.
٢ ازنظر معنی، واژه های هر دسته معنای نزدیک به هم دارند.
به این واژه های هم ریشه که ارتباط معنایی با یک دیگر دارند، واژه های هم خانواده می گویند


فعالیت های نوشتاری

١ معنی واژه های زیر را بنویسید.

ذوق ← استعداد                       ادیب ←سخندان
استعداد ← توانایی                    مظاهر: نشانه ها

املا در دورهٔ اوّل متوسطه، شامل دو بخش است:
 در املا از خطّ تحریری شکسته استفاده نشود.
 بهتر است هنگام نوشتن املا با توجّه به آهنگ، مفهوم و پیام جمله ها، نشانه های
نگارشی را رعایت کنید.
٢ برای هریک از واژه های زیر دو هم خانواده بنویسید.
اخلاص مخلص- خالص      قبول مقبول- قابل            حافظ حفظ-محافظ    ، تمدّن مدنیت- مدینه
٣ ده کلمهٔ مهمّ املایی از درس پیدا کنید و بنویسید

٤ در جمله های زیر، ضمیرهای پیوسته و گسسته را مشخّص کنید.
 شهید رجایی به همراهانش گفت: من این نظم را از آقای بهشتی یاد گرفته ام.
 مصطفیٰ دست هایش را داخل جیبش فرو برد.
 ما همه مشتاقیم تا ترجمه تان را بخوانیم

ضمیرهای پیوسته:ش درهمراهانشدر دستهایش  ش در جیبش تان در ترجمه تان

ضمیرهای گسسته:من-ما

 رعایت فاصله )حاشیه گذاری( در دوطرف متن انشا به زیبایی متن شما کمک می کند.
 رعایت بندنویسی )پاراگراف بندی( در انشا سبب زیبایی و انسجام نوشته می شود

٥ با هریک از ترکیب های زیر جمله ای بنویسید.
تمدّن اسلامی:دانشمندان و نوابغ در رشد و بالندگی تمدن اسلامی نقش برجسته ای داشته اند
سلمان فارسی:سلمان فارسی از یاران صمیمی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بود.
دیوان حافظ:دیوان حافظ آینه تمتم نمای افکار عرفانی این شاعر تواناست.
٦ یک بند بنویسید و کلمه های «فارسی، گران بها، اسلام، جاودان » را در آن به کار ببرید.

بعد از ظهر اسلام و پذیرفتن این دین توسط ایرانیان،تحولی بنیادی در نحوه تفکرات و زندگی آنان به وجود آمد.بسیاری از اندیشمندان و علمای ایرانی در حوزه های مختلف علوم اسلامی به مطالعه و تحقیق پرداختند و در این زمینه موفقیت های بسیاری به دست آوردند و با تالیف  آثار گران بها و ارزشمند خود به فارسی ،نام و یاد خود را جاویدان نمودند.

٧ حکایت زیر را به یک نوشتهٔ ساده تبدیل کنید.
 مؤذّنی بانگ می گفت و می دوید. پرسیدند که: «چرا می دوی؟ » گفت: «می گویند آواز تو از
دور خوش است. می دَوَم تا آواز خود را از دور بشنوم.

اذان گویی با صدای بلند آواز می گفت. و می دوید.از او پرسیدند:چرا می دوی؟ گفت همه می گویند صدای تو از دور زیباست.می دوم تا صدای خود را بشنوم


موضوعات مرتبط: درس دوازدهم: خدماتِ متقابل اسلام و ایران

تاريخ : سه شنبه 4 مهر 1396 | 23:23 | نویسنده : a.sh |

معنی واژه های درس

متواضع: فروتن

توصیه:سفارش

مکث:درنگ و سکون

موظف:وظیفه دار

صخن:میدان،حیاط

خصلت:ویژگی

امان:آسایش


خود ارزیابی

١ عهد و پیمان شهید رجایی با شاگردانش چه بود؟ من دیر نمی آیم،شما هم دیر نیایید2-من غیبت نمی کنم ،شما هم غیبت نکنید3-من به شما دروغ نمی گویم،شما هم به من دروغ نگویید4-من به هر قولی که به شما بدهم وفا می کنم شما هم به هر قولی که به من می دهید وفا کنید
٢ چرا مصطفی در هنگام کمک به پیرمرد کمی مکث کرد؟انگار کسی به او گفت: مصطفی این کار را نکن.خودت بیشتر به این پول احتیاج داری.اگر دستکش بخری دیگر مجبور نیستی دست هایت را به هم بمالی تا گرم شوند
٣ به کاری که مصطفی کرد، «ایثار » می گویند. نمونه ای دیگر از ایثار را ذکر کنید.ریز علی خواجوی دهقان فداکار ،در غروب یک روز سرد پاییزی متوجه ریزش کوه و مسدود شدن راه آهن شد.با وجود سرمای زیاد پیراهنش را درآورد و به چوبدستی بست و آن را آتش زد و به سمت قطار دوید تا از یک حادثه دلخراش مرگ مسافران جلوگیری کند.قطار متوقف شد و جان مسافران از مرگ حتمی نجات پیدا کرد.

٤ ………………………………………………………………………


دانش های زبانی و ادبی

نکتۀ اوّل
به این جمله ها توجّه کرده، دربارهٔ آنها گفت وگو کنید:
 من به کتابخانه رفتم.
 ما در بازار آقای امیری را دیدیم.
 تو از فرصت های خوب استفاده می کنی.
 شما بسیار خوب بازی کردید.
 او حقیقت را گفت.
 آنها به مشهد سفر کردند

چنان که در درس گذشته آموختیم فعل ویژگی هایی دارد که یکی از آنها «زمان » است. علاوه بر
زمان ویژگی دیگر فعل، شخص است. منظور از شخص این است که فعل جمله را گوینده، شنونده، یا
شخص دیگری انجام می دهد مثلاً در جملهٔ اول و دوم گوینده، کاری را انجام می دهد. )در جملهٔ اوّل
«فعل رفتن » را «من » انجام می دهم و در جملهٔ دوم فعل «دیدن » را «ما » انجام می دهیم( در این صورت،
فعل به اوّل شخص دلالت دارد. در جملهٔ سوم و چهارم شنونده، کاری انجام می دهد؛ در این صورت،
فعل، دوم شخص است. در جمله های پنجم و ششم، شخص دیگری غیر از گوینده و شنونده، کار را
انجام می دهد؛ در این صورت، فعل به سوم شخص اشاره دارد.

شخص فعل
اوّل شخص )گوینده( رفتم  رفتیم
دوم شخص )شنونده( رفتی  رفتید
سوم شخص )شخص دیگری غیر از گوینده و شنونده( رفت  رفتند
اگر به جدول بالا دقّت کنید متوجّه می شوید که گوینده )اوّل شخص( می تواند یک نفر باشد )رفتم(
یا بیشتر از یک نفر )رفتیم( به عبارت دیگر مفرد باشد یا جمع، همین طور شنونده )دوم شخص( می تواند
یک نفر باشد )رفتی( یا بیشتر از یک نفر )رفتید(، سوم شخص هم مانند اول شخص و دوم شخص
می تواند یک نفر باشد )رفت( یا بیشتر از یک نفر )رفتند(. یکی را مفرد و بیش از یکی را جمع می نامیم
شخص مفرد جمع
اول شخص رفتم رفتیم
دوم شخص رفتی رفتید
سوم شخص رفت رفتند

نکتۀ دوم
خاطره نویسی هم چون نامه نگاری و سفرنامه نویسی یکی از انواع نوشتن است. هرگاه صحنه ها یا
حادثه هایی را که در زندگی روی داده یا مشاهده شده است، بازگو کنیم یا بنویسیم، به آن خاطره گویند.
هنگام گفتن یا نوشتن خاطره، به همهٔ نکاتی که خاطره را مستند می کند، باید اشاره کنیم. خاطره نوشته ای
است شخصی که معمولاً زیبا، عاطفی و پرجاذبه است.
اساس بسیاری از داستان ها، فیلم ها و آثار هنری، خاطرات است

فعالیت نوشتاری
١ کلمه های هم خانواده را پیدا کنید و در کنار یک دیگر بنویسید.
توصیه، خصلت، منتظر، موظّف، ضعف، وظیفه، نظارت، خصال، وصی، ناظر، وظایف، ضعیف،
وصیّت، تضعیف
توصیه-وصیت-وصی          خصلت-خصال        منتظر-نظارت-ناظر             موظف-وظیفه-وظایف         ضعف-ضعیف-تغعیف
٢ جدول زیر را کامل کنید.
فعل شخص شمار
گرفتم اول شخص مفرد
دیدید دوم شخص جمع
آمد سوم شخص مفرد
می شنویم اول شخص جمع
خواهند رفت سوم شخص جمع

 در املای کلمات مرکّب، نوشتن هر دو شکل(جدانویسی و سرهم نویسی)درست
است، مانند: خوش حال/ خوشحال، کتاب خانه/ کتابخانه
 کلمهٔ صَلاح به معنی خیر و نیکی و کلمهٔ سِلاح به معنی ابزار جنگ است. در
هنگام نوشتن املا به تلفّظ و معنی آنها دقّت کنیم.

٣ در جمله های زیر، املای صحیح واژه را در جای خالی قرار دهید.
الف( برای زیارت حرم مطهّر حضرت معصومه (س) دم در ……… از اتومبیل پیاده شدیم.
(سحن، صحن)
ب( سکّه ها ……… و داخل دست پیرمرد قرار گرفتند. (غلتیدند، غلطیدند)
 یکی از راه های پرورش ذهن خلّق، خاطره نویسی است، خوب است دفتر یادداشتی برای ثبت
رویدادهای روزانه داشته باشیم.
 ساده ترین اتّفاق ها و حوادث هم می تواند سرآغاز نوشتن یک خاطرهٔ ماندگار باشد

٤ خلاصهٔ درس «گرمای محبّت » را به صورت خاطره از زبان شهید چمران بنویسید
٥ خاطره ای از کودکی پدر یا مادرتان بنویسید.
٦ دربارهٔ ضرب المثل «پشیمان نگردد کس از کار نیک » دوسطر بنویسید.انسان با انجام عمل نیک به اجر و قرب معنوی و آرامش درونی می رسد.نیکی او باعث جذب خوبی ها و خیرات می شود و او را نزد همگان سربلند و سر افراز می کند.بنابراین هیچ کس از انجام کار خیر پشیمان و متضرر نمی شود.
٧ متن زیر از کتاب «نورالدّین پسر ایران » آورده شده است؛ آن را بخوانید و به سلیقهٔ خود ادامه
دهید و فعل های آن را مشخص کنید.
«گاهی عاجزانه از دکتر می خواستم بی هوشم کند تا ساعاتی از درد رها شوم. می گفت: «نمی شه،
اگه بی هوشت کنیم، می میری! »
در آن دقایق، مرگ برایم خواستنی تر از تحمّل زجر بود امّا مثل این که تقدیر من صبر بر همهٔ دردها
بود؛ درد زخم های تنم و درد جاماندن از شهدایی که خالصانه جان بر کف نهادند و برای سرافرازی و استقلال میهن پا به عرصه جهاد نهادند و سرانجام به عروج ملکوتی پیوستند.گاه با جود می اندیشم شهادت سزاوار کسانی بود که وجودشان با عشق الهی درآمیخته و فاصله ای بین عاشق و معشوق نمانده بود.ولی من جامانده از قافله شهدا بودم.کاش پرنده روحم سبکبال از قفس تنم رها می شد و مرا از طعم خوش شهادت بهره مند می نمود.

موضوعات مرتبط: درس یازدهم: عهد و پیمان، عشق به مردم، رفتار بهشتی، گرمای محبّت

تاريخ : سه شنبه 4 مهر 1396 | 23:19 | نویسنده : a.sh |

شبی در محفلی با آه و سوزی     شنیدستم که مرد پاره دوزی

چنین می گفت با پیر عجوزی     ((گلی خوشبوی در حمام روزی

                رسید از دست محبوبی به دستم))

معنی:شنیده ام که شبی در یک مجلسی مرد پینه دوزی به پیرزنی چنین گفت:یک روز در حمام،دوستی به من گِل خوشبویی داد

 

گرفتم آن گل و کردم خمیری     خمیری نرم و نیکو چون حریری

معطر بود و خوب و دلپذیری     ((بدو گفتم که مشکی یا عبیری

                  که از بوی دلاویز تو مستم))

معنی: آن گل را گرفتم و به خمیری نرم و خوب تبدیل کردم که نرمی و لطافت آن مانند ابریشم بود.آن خمیر خوشبو  و خوب و دل پسند بود.به او گفتم که مشک یا عبیر هستی که من از بوی خوش تو از خود بی خود شده ام.

همه گل های عالم آزمودم        ندیدم چون تو و عبرت نمودم

چو گل بشنید این گفت و شنودم    ((بگفتا من گلی ناچیز بودم

                ولیکن مدتی با گل نشستم))

معنی:همه گِل های دنیا را آزمایش کرده ام ولی گِلی به خوبی و خوشبویی تو ندیدم و متعجب شدم.وقتی گِل حرف های من را شنید گفت:من گِلی ناچیز و بی ارزش بودم،ولی مدتی هم نشین گُل شدم

گل اندر زیر پا گسترده پر کرد      مرا با همنشینی مفتخر کرد

چو عمرم مدتی با گل گذر کرد     ((کمال همنشین در من اثر کرد

               وگرنه من همان خاکم که هستم))

گُل،گلبرگ هایش را زیر پایش پراکند و من را با هم نشینی اش سر افراز کرد.وقتی مدتی از عمرم با گُل سپری شد،صفات و ویژگی های خوب گُل در من اثر کرد. و گر نه من در اصل همان خاکی هستم که در ابتدا بی ارزش بودم.


معنی واژه ها
پاره دوز: پینه دوز
دل پذیر:دل پسند
عبرت:پند گرفتن
کمال:آراستگی صفات
محبوب:دوست
مشک:ماده ای خوشبو
حریر:ابریشم
دلاویز:دل پسند
عجوز:پیرزن
عبیر:دارویی خوشبو
محفل:مجلس
معطر:خوشبو
مفتخر:سرافراز


موضوعات مرتبط: شعرخوانی: گِل و گُل

تاريخ : سه شنبه 4 مهر 1396 | 23:14 | نویسنده : a.sh |

لغات درس

چشم دوختن : کنایه از نگاه کردن           
جاذبه : گیرایی/جذابیت
دستپاچگی:عجله/شتاب زدگی        
جرئت:شجاعت
لحن:آهنگ
مندیش:نیندیش /مخفف میندیش 
پاسی:قسمتی یابخشی از زمان /پاسی ازشب:قسمتی ازشب 
مردم چشم:مردمک چشم
تحسین:آفرین گفتن
نوابغ:جمع نابغه باهوش و زیرک
خرد:کوچک
نظیر :همانند
فراغت :آسودگی
پروا:ترس
تلاوت:خواندن قران
درک:فهمیدن ودریافتن
معانی:جمع معنی 

چمیدن: به ناز راه رفتن   زنده دلان :هوشیاران /دل آگاهان
روحیه دادن :کنایه از امیدواری وشجاعت ایجاد کردن
بی نظیر:بی مانند /بی همتا
واردات :کلاهایی که از خارج کشور به کشور اورده میشود
آراسته :زیبا و مرتب شده
ملک وجود :هستی و وجود به سرزمین وملک تشبیه شده است( اضافه تشبیهی )
لبریز:پرو انباشته  
چشم از جهان فرو بست : فوت کرد
معظم:بزرگوار
پژوهشگر:جست وجو گر
نوید: مژده
صالح:درستکار

مشاعره: مسابقه شعر خوانی

رمیدن:گریختن

نیرزد:ارزشی ندارد

چیره:غلبه

وا می داشت:وادار می کرد


معنی ابیات

ای مرغک خرد، ز اشیانه           پرواز کن و پریدن آموز

ای پرنده کوچک از آشیانه خود پرواز کن تا راه و روش پرواز کردن را یاد بگیری

تا کی حرکات کودکانه           در باغ و چمن چمیدن آموز

تا کی می خواهی به رفتار های کودکانه خود ادامه بدهی؟با ناز در باغ و چمنزار پریدن را بیاموز

رام تو نمی‌شود زمانه           رام از چه شدی، رمیدن آموز

روزگار رام و مطیع تو نمی شود .تو چرا در برابر روزگار و سختی های آن رام شدی ؟نحوه مقابله با روزگار و سختی های آن را یاد بگیر.

مندیش که دام هست یا نه           بر مردم چشم، دیدن آموز

به بودن یا نبودن دام و تله فکر نکن .بلکه خوب دیدن را به چشمانت بیاموز

شو روز بفکر آب و دانه           هنگام شب، آرمیدن آموز

روز به دنبال آب و دانه باش و هنگام شب استراحت کن.

بیت شهریار

به راستی که یکی از نوابغ ادب است        میان شاعره ها تا کنون نظیرش نیست

به درستی پروین اعتصامی یکی از استعدادهای درخشان ادبیات فارسی است.و تا کنون در میان زنان شاعر همتایی نداشته است.


خود ارزیابی

١ معلّم، برای تشویق نیما چه کرد؟بعد از این که به صورت کلامی او را تشویق کرد،کتابی را از کیفش درآورد و گفت این کتاب را با دقت بخوان و از نیما خواست اشعارش را برایش بیاورد و بخواند.

٢ دکتر حسابی و دکتر کاظمی آشتیانی چه خصوصیّات مشترکی داشتند؟1-علاقه مندی به مطالعه وپژوهش2-علاقه مندی به شعر و دب فارسی3-علاقه مندی به حفظ قرآن و تلاوت آن4-خستگی ناپذیری5-تلاش و کوشش در زمینه استقلال و شکوفایی کشور

٣ به نظر شما چرا دکتر حسابی، با «علم بدون عمل » مخالف بود؟زیرا هیچ گونه سودی برای انسان ندارد و باعث رشد و شکوفایی فرد و جامعه نمی شود و تاثیر مثبتی در اخلاق و رفتار و زندگی فرد ندارد.
٤ ………………………………………………………………


دانش های زبانی و ادبی

نکتۀ اوّل
به این جمله ها توجّه نمایید و دربارهٔ آنها گفت وگو کنید.
 دانش آموز، برای قدردانی از معلّم خود، نامه نوشت.
 دانش آموز، برای قدردانی از معلّم خود، نامه می نویسد.
 دانش آموز، برای قدردانی از معلّم خود، نامه خواهد نوشت.

می دانیم که فعل مهم ترین جزء جمله است. فعل ویژگی هایی دارد که یکی از آنها زمان است. در
جملهٔ اوّل فعل «نوشت » بر زمان گذشته، در جملهٔ دوم فعل «می نویسد » بر زمان حال و در جملهٔ سوم فعل
«خواهد نوشت » بر زمان آینده، دلالت دارد. اکنون دربارهٔ نمودار زیر، گفت و گو کنید.

گذشته                     حال                               آینده
دیروز                        امروز                              فردا
نوشت                   می نویسد                  خواهد نوشت

نکتۀ دوم
شعر زیر را، یک بار بخوانید و طرز قرار گرفتن قافیه را در آن مشخّص کنید.

چه خوش گفت زالی به فرزند خویش               چو دیدش پلنگ افکن و پیل تن

گر از عهد خردیت یاد آمدی                          که بیچاره بودی در آغوش من

نکردی در این روز بر من جفا                        که تو شیر مردی و من پیر زن

به این نوع شعر «قطعه » می گویند. اکنون به شکل قافیه در شعر توجّه کنید:
……………………………… …………………………………

  ……………………………… …………………………………
……………………………… …………………………………
قطعه، شعری است که در آن به پند و اندرز و مسائل اخلاقی و اجتماعی می پردازند و مصراع های
دوم همهٔ بیت های آن هم قافیه هستند


فعالیت های نوشتاری

1 زمان فعل های زیر را مشخّص کنید.
خواهم رفت    می نویسند    گرفته بودی شنیدیم   نشسته بودید  آمدند

آینده             حال               گذشته      گذشته     گذشته     گذشته

٢ پیام، قافیه و ردیف را در «قطعهٔ زیر » بنویسید.

برزگری پند به فرزند داد          کای پسر این پیشه پس از من توراست
هر چه کُنی کشت، همان بدْرَوی    کار بد و نیک چو کوه و صداست

قافیه:تورا- صدا  ردیف: ست ست

پیام: انسان هرکاری را انجام دهد نتیجه آن را هم می بیند

 

 یکی از راه های تشخیص شکل درست املای کلمه ها علاوه بر توجّه به معنا،
دقّت در رسم الخطّ رایج زبان است؛ مانند: خواهش، بالاخره و …
 کلمهٔ فراغ به معنی آسودگی و کلمهٔ فراق به معنی جدایی است. تشخیص درست
این دو کلمه در هنگام املا از راه مهارت شنیدن و معنی جمله میسّر است

 3-با توجّه به متن درس، جای خالی را با کلمهٔ مناسب، پرکنید.
 معلّم با همان لحن گرمش ادامه داد: «خیلی عالی است. »
 اگر با او همسفر می شدی در طول راه تلاوت زیبای قرآن او را می شنیدی.
٤ در متن زیر غلط های املایی را پیدا کنید و شکل درست آنها را بنویسید.
مهم این است که در مقابل سختی ها تصلیم نشد. اگر انسان در برابر دشواری ها بایستد، بر آن چیره می شود، البتّه باید سبر و تاقت را از دست نداد و هیچ گاه ناسپاسی نکرد. صحیح کلمات: تسلیم- صبر - طاقت

 

 

 یکی از راه های مناسب در نوشتن طرح پرسش هایی دربارهٔ موضوع و پاسخ به
آنهاست.
 ارتباط مناسب بین جمله ها با استفاده از کلمات مناسب باعث انسجام و
یک پارچگی نوشته می شود

 

٥ تعدادی سؤال دربارهٔ دکتر حسابی مطرح کنید، سپس پاسخ ها را به ترتیب اهمیّت مرتّب کنید
و آنها را با کلمات مناسب به یکدیگر پیوند دهید. متن آماده شده را به صورت یک بند در کلاس بخوانید.
٦ بیت زیر را در دو سطر توضیح دهید

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز    مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

انسان نیکوکار و نیک نام،به خاطر اعمال شایسته و زیبایش همیشه و پس از مرگ در یادها جاودانه می ماند.اما انسان بدکار نه دل ها را تسخیر می کند و نه نامش به خوبی ذکر می شود گویی برای همیشه فراموش شده است و مرده است.

٧ یکی از چهره های ادبی ایران را با استفاده از کتاب های مرتبط، معرفی کنید. )انشا

زندگینامه جلال الدین محمد بلخی (مولانا)
نامش محمد و لقبش جلال الدین است. از عنوان های او خداوندگار و مولانا در زمان حیاتش رواج داشته و مولوی در قرن های بعد در مورد او به کار رفته است. در ششم ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری قمری در شهر بلخ متولد شد. نیاکانش همه از مردم خراسان بودند. خود او نیز با اینکه عمرش در قونیه گذشت، همواره از خراسان یاد می کرد و خراسانیان آن سامان را همشهری می خواند.
پدرش ، بهاالدین ولدبن ولد نیز محمد نام داشته و سلطان العلما خوانده می شده است. وی در بلخ می زیسته و بی مال و مکنتی هم نبوده است . در میان مردم بلخ به ولد مشهور بوده است. بها ولد مردی خوش سخن بوده و مجلس می گفته و مردم بلخ به وی ارادت بسیار داشته اند.

دوران کودکی در سایه پدر

بها ولد بین سال های ۶۱۶_۶۱۸ هجری قمری به قصد زیارت خانه خدا از بلخ بیرون آمد . بر سر راه در نیشابور با فرزند سیزده چهارده ساله اش ، جلال الدین محمد به دیدار عارف و شاعر نسوخته جان ، شیخ فریدین عطار شتافت . جلال الدین محمد، بنا به روایاتی در هجده سالگی ، در شهر لارنده ، به فرمان پدرش با گوهر خاتون ، دختر خواجه لالای سمرقندی ازدواج کرد.

دوران جوانی

پدرش به سال ۶۲۸ در گذشت و جوان بیست و چهار ساله به خواهش مریدان یا بنا به وصیت پدر ، دنباله کار او را گرفت و به وعظ و ارشاد پرداخت. دیری نگذشت که سید برهان الدین محقق ترمذی به سال ۶۲۹ ه.ق به روم آمد و جلال الدین از تعالیم و ارشاد او برخوردار شد. به تشویق همین برهان الدین یا خود به انگیزه درونی بود که برای تکمیل معلومات از قونیه به حلب رهسپار شد. اقامت او در حلب و دمشق روی هم از هفت سال نگذشت. پس از آن به قونیه باز گشت و به اشارت سید برهان الدین به ریاضت پرداخت.
پس از مرگ برهان الدین ، نزدیک 5 سال به تدریس علوم دینی پرداخت و چنانچه نوشته اند تا ۴۰۰ شاگرد به حلقه درس او فراهم می آمدند.

مولانا و شعر فارسی

شعر فارسی در دوره های پیش از مولانا با طلوع امثال رودكی , عنصری , ناصر خسرو , مسعود سعد , خیام ,انوری ,نظامی ,خاقانی راه درازی سپرده ودر قرن هفتم هجری كه زمان زندگانی مولوی است , به كمال خود رسیده بود. شعر عرفانی هم در همین دوره به پیشرفت های بزرگ نائل آمده و بدست عرفای مشهوری همچون سنایی , عطار و دیگران آثار با ارزشی مانندحدیقه , منطق الطیر , مصیبت نامه , اسرار نامه و غیره پدید آمده بود.
مولوی را نمی توان نماینده دانشی ویژه و محدود به شمار آورد. اگر تنها شاعرش بنامیم یا فیلسوف یا مورخ یا عالم دین, در این كار به راه صواب نرفته ایم . زیرا با اینكه از بیشتر این علوم بهره وافی داشته و گاه حتی در مقام استادی معجزه گر در نوسازی و تكمیل اغلب آنها در جامعه شعرگامهای اساسی برداشته , اما به تنهایی هیچ یك از اینها نیست, زیرا روح متعالی و ذوق سرشار, بینش ژرف موجب شده تادر هیچ غالبی متداول نگنجد.
شهرت بی مانند مولوی بعنوان چهره ای درخشان و برجسته در تاریخ مشاهیرعلم و ادب جهان بدان سبب است كه وی گذشته از وقوف كامل به علوم وفنون گوناگون, عارفی است دل اگاه, شاعری است درد شناس, پر شور وبی پروا و اندیشه وری است پویا كه ادمیان را از طریق خوار شمردن تمام پدیده های عینی و ذهنی این جهان, همچون: علوم ظاهری , لذایذ زود گذر جسمانی, مقامات و تعلقات دنیوی , تعصبات نژادی, دینی و ملی, به جستجوی كمال و ارام و قرار فرا می خواند. آنچه مولانا میخواهد تجلی خلق و خوی انسانی در وجود آدمیان است كه با تزكیه درون و معرفت حق و خدمت به خلق و عشق و محبت و ایثا و شوق به زندگی و ترك صفات ناستوده به حاصل می آید.
هنر بزرگ او بحث و برسی های دلنشین و جاودانه ای است كه به دنبال داستان ها پیش می آورد و اندیشه های درخشان عرفانی و فلسفی خود را در قالب آنها قرار میدهد. داستان بهانه ای است تا بهتر بتواند در پی حوادثی كه در قصه وصف شده ، مقاصد عالی خود را بیان دارد.
در تعریف تصوف سخنان بسیار آمده است. از ( ابو سعید ابو الخیر ) پرسیدند كه صوفی كیست؟ گفت: آنكه هر چه كند به پسند حق كند و هر چه حق كند او بپسندد. صوفیان ترك اوصاف و بی اعتنایی به جسم و تن را واجب می شمارند و دور ساختن صفات نكوهیده را آغاز زندگی نو وتولدی دیگر به شمار می آورند.

آغاز شیدایی

تولد دیگر او در لحظه ای بود که با شمس تبریزی آشنا شد. مولانا درباره اش فرموده:" شمس تبریز ، تو را عشق شناسد نه خرد." اما پرتو این خورشید در مولانا ما را از روایات مجعول تذکره نویسان و مریدان قصه باره بی نیاز می سازد. اگر تولد دوباره مولانا مرهون برخورد با شمس است ، جاودانگی نام شمس نیز حاصل ملاقات او با مولاناست. هر چند شمس از زمره وارستگانی بود که می گوید : گو نماند زمن این نام ، چه خواهد بودن؟
آنچه مسلم است شمس در بیست و هفتم جمادی الاخره سال ۶۴۲ ه.ق از قونیه بار سفر بسته و بدین سان ،در این بار ،حداکثر شانزده ماه با مولانا دمخور بوده است . علت رفتن شمس از قونیه روشن نیست . این قدر هست که مردم جادوگر و ساحرش می دانستند و مریدان بر او تشنیع می زدند و اهل زمانه ملامتش می کردند و بدینگونه جانش در خطر بوده است . باری آن غریب جهان معنی به دمشق پناه برد و مولانا را به درد فراق گرفتار ساخت .در شعر مولانا طوماری است به درازای ابد که نقش "تومرو"در آن تکرار شده است .
گویا تنها پس از یک ماه مولانا خبر یافت که شمس در دمشق است و نامه ها و پیامهای بسیاری برایش فرستاد . مریدان و یاران از ملال خاطر مولانا ناراحت بودند و از رفتاری که نسبت به شمس داشتند پشیمان و عذر خواه گشتند . پس مولانا فرزند خود،سلطان ولد،را به جستجوی شمس به دمشق فرستاد . شمس پس از حدود پانزده ماه که در آنجا بود پذیرفت و روانه قونیه شد .اما این بار نیز با جهل و تعصب عوام روبرو شد و ناگزیر به سال ۶۴۵ از قونیه غایب گردید و دانسته نبود که به کجا رفت.مولانا پس از جستجوی بسیار،سر به شیدایی بر آورد.انبوهی از شعرهای دیوان در حقیقت گزارش همین روزها و لحظات شیدایی است .

صلاح الدین زرکوب

پس از غیبت شمس تبریزی ، شورمایه جان مولانا دیدار صلاح الدین زرکوب بوده است. وی مردی بود عامی ، ساده دل و پاکجان که قفل را "قلف" و مبتلا را " مفتلا" می گفت. توجه مولانا به او چندان بود که آتش حسد را در دل بسیاری از پیرامونیان مولانا بر افروخت . بیش از۷۰غزل از غزل های مولانا به نام صلاح الدین زیور گرفته و این از درجه دلبستگی مولانا به وی خبر می دهد . این شیفتگی ده سال یعنی تا پایان عمر صلاح الدین دوام یافت.

حسام الدین چلپی

روح ناآرام مولاما همچنان در جستجوی مضراب تازه ای بود و آن با جاذبه حسام الدین به حاصل آمد. حسام الدین از خاندانی اهل فتوت بود. وی در حیات صلاح الدین از ارادتمندان مولانا شد . پس از مرگ صلاح الدین سرود مایه جان مولانا و انگیزه پیدایش اثر عظیم او، مثنوی معنوی ، یکی از بزرگ ترین آثار ذوقی و اندیشه بشری ، را حاصل لحظه هایی از همین هم صحبتی می توان شمرد.

پایان زندگی

روز یکشنبه پنجم جمادی الآخره سال ۶۷۲ ه.ق هنگام غروب آفتاب ، مولانا بدرود زندگی گفت. مرگش بر اثر بیماری ناگهانی بود که طبیبان از علاجش درمانده بودند. خردو کلان مردم قونیه در تشییع جنازه او حاضر بودند. مسیحیان و یهودیان نیز در سوگ او زاری و شیون داشتند. مولانا در مقبره خانوادگی خفته است و جمع بسیاری از افراد خاندانش از جمله پدرش در آنجا مدفون اند.

چکیده عمر مولانا :

نام: جلال الدین محمد بلخی رومی
نام پدر: بهاء الدین الولد سلطان العلماء
تاریخ و محل تولد: ۶ ربیع الاول ۶۰۴ در بلخ

مهمترین وقایع زندگی مولانا:

۵ سالگی خانواده اش بلخ را به قصد بغداد ترک کردند.
۸ سالگی از بغداد به سوی مکه و از آنجا به دمشق و نهایتاْ به منطقه ای در جنوب رود فرات در ترکیه نقل مکان کردند.
۱۹ سالگی با گوهر خاتون ازدواج کرد و دوباره به قونیه (محلی در ترکیه امروزی) رفت.
۳۷ سالگی در روز شنبه ۲۶ جمادی آلخر ۶۴۲ ه.ق با شمس ملاقات کرد.
۳۹ سالگی در ۲۱ شوال ۶۴۳ شمس قونیه رو ترک کرد.

معروفترین کتابهای مولانا:

دیوان شمس- مثنوی معنوی - فیه ما فیه

تاریخ و محل فوت:

در غروب روز ۵جمادی الاخر ۶۷۲ه.ق در سن ۶۸ سالگی در قونیه فوت کرد که الان مقبره این شاعر برزگ قرن ششم در قونیه (ترکیه امروزی) می باشد که محل زیارت عاشقان و شیفتگان این شاعر برزگ هستند.

اشعاری از مولانا

*رو سر بنه به بالین ، تنها مرا رها کن
ترک من خراب شبگرد مبتلا کن
*ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا ، خواهی برو جفا کن
*از من گریز تا تو ، هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت، ترک ره بلا کن
* ماییم و آب دیده ، در کنج غم خزیده
بر آب دیده ما صد جای آسیا کن
* خیره کشی است مارا ، دارد دلی چو خارا
بکشد ، کسش نگوید :" تدبیر خونبها کن"
* بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد
ای زرد روی عاشق ، تو صبر کن، وفا کن
*دردی است غیر مردن ، آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن؟
*در خواب ، دوش، پیری در کوی عشق دیدم
با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن
* گر اژدهاست بر ره ، عشق است چون زمرد
از برق این زمرد ، هین ، دفع اژدها کن

 


موضوعات مرتبط: درس دهم: کلاس ادبیات ، مرواریدی در صدف، زندگی حسابی، فرزند انقلاب

تاريخ : سه شنبه 4 مهر 1396 | 21:56 | نویسنده : a.sh |

لغات درس

بیزاری:تنفر/بی میلی
قرائت:خواندن
  ترقی :پیشرفت /برتری یافتن

تعالی:بالارفتن  
علامه:بسیاردانا/بسیاردانشمند 
   نشاط:شادمانی       
  صید:شکار
شیفته:عاشق 
  وجد:خوشی بسیار/ذوق  

نصیب:قسمت
   اخلاص:پاکی عقیده  
  عطاکردن:بخشیدن 
  کسالت:بیماری  
عطش:تشنگی  
دار الشفا :خانه ی تن درستی 
حجره:اتاق  
ضریح:سازهای که از چوب یا فلزبرسرمقبرهی امامانوبزرگان دین سازند
گشت و گذار :تفریح وگردش
نورچشمان:عزیزان


خود ارزیابی

١ چرا دانش آموزان از نصیحت کردن امام خودداری کردند؟زیرا امام به قدری بزرگوار و از گناهان به دور بود که نیاز به نصیحت کردن نداشت
٢ چگونه می توان برای اسلام و جمهوری اسلامی و کشور مفید بود؟با کشف و شناخت و پرورش استعداد ها و بهره گیری از همه فرصت ها و تونایی ها برای توسعه و آبادانی ها برای توسعه و آبادانی کشور-با شناخت و عمل به تعالیم اسلامی و معرفی اسلام حقیقی در سطح بین المللی-با اتحاد و همدلی بین اقشار جامعه و حمایت از نظان جمهوری اسلامی ایران-با تلاش و جدیت و نوآوری و خود اتکایی و کسب علوم و فن آوری های روز دنیا
٣ عبارت «حرم، دل او را آرام می کرد و مدرسه، اندیشه اش را » توضیح دهید.علامه جعفری با رفتن به حرم و برقراری ارتباط معنوی دلش به آرامش می رسید وبه قدری شیفته کسب علم بود که با رفتن به مدرسه و فراگیری علوم مختلف و یافتن پاسخ سوالات،ذهن و اندیشه اش آرام می یافت.


دانش های زبانی و ادبی

نکته اول
 هوا روشن است.
 زهرا شاد بود.
 چای سرد شد.
چنان که ملاحظه می کنید فعل جمله های بالا اسنادی است. در جمله اوّل روشن به هوا، در جمله
دوم شاد به زهرا و در جمله سوم سرد به چای نسبت داده شده است. به کلمه های «روشن « ،» شاد » و
«سرد » که به نهاد نسبت داده می شود، «مُسنَد » می گویند.
نکتۀ دوم
یکی از راه های ارتباط با دیگران «نامه نوشتن » است. نامه ممکن است دوستانه یا خانوادگی باشد
و یا ممکن است رسمی و اداری باشد. امروزه با استفاده از رایانه یا وسایل ارتباطی دیگر هم می توان
نامه نگاری کرد. اگر نامه را از طریق پست برای دیگران می فرستیم، باید به چند نکته توجّه کنیم:
١ کاغذ نامه تمیز و مناسب باشد.
٢ با خطّ زیبا و خوانا بنویسیم.
٣ از کلمه ها و عبارت های مناسب و زیبا استفاده کنیم.
٤ بر روی پاکت نامه، نشانی دقیق خود و گیرندهٔ نامه را بنویسیم.
٥ تمبر نامه فراموش نشود.
٦ عنوان و عباراتی که در نامهٔ دوستانه یا خانوادگی به کار می رود، با عبارات نامه های رسمی واداری فرق می کند.


فعالیت های نوشتاری

١ در جمله های زیر مسند را مشخّّّّص کرده، مُسند مناسب دیگری جایگزین آن کنید.
 علّامه جعفری کنجکاو بود. دانا
 او شیفتهٔ طبیعت است. عاشق
 

در نوشتن املای دو کلمهٔ گزاردن و گذاردن نباید باهم اشتباه کرد. گزاردن به
معنای ادا کردن و به جا آوردن و گذاردن به معنای نهادن و قرار دادن است.
 بهتر است هنگام شنیدن نشانه های اختصاری در املا شکل نوشتاری کامل آنهانوشته شود؛ مانند «ص »: صلوات اللّه علیه.


٢ برای هریک از واژه های زیر دو کلمهٔ هم خانواده بنویسید.
 درس: مدرسه تدریس مدرس          سعادت:سعید مسعود
 راضی:  مرضیه رضایت                  طبیعت:طبع طبایع
٣ با حروف درهم ریختهٔ زیر واژه هایی بنویسید که ارزش املایی داشته باشند و در متن درس به کار رفته باشند.
ج ح م ر ه ض ی ت حضرت حرم راضی
٤ با توجّه به معنی، املای صحیح واژه را انتخاب کنید.
الف( نصیب نسیب : قسمت ب( گشت و گزار گشت و گذار : گردش

 

 

یکی از راه های تقویت نویسندگی، نامه نگاری است که امروزه هم به شیوه رایانه ای
و هم از طریق پست امکان پذیر است.
 نامه انواعی دارد که بعضی از آنها عبارتند از: نامه های دوستانه، رسمی، اداری
و …


٥ با کلمه ها و ترکیب های زیر جمله بسازید:
 نصیحت:نصیحت پیران دوای درد جوانان است
 غنیمت:مصاحبت با دوستان خوب را غنیمت بدانید
 عطش مطالعه:برای رفع عطش مطالعه،شب تا صبح به مطالعه می پرداخت
٦ عنوان های هر نامه را بخوانید و نوع نامه )اداری، دوستانه و خانوادگی( را مشخّص کنید.
 امید عزیز، یار همیشگی من
دوستانه        استاد ارجمند رسمی………
 وزیر محترم رسمی………  عموی بزرگوارمخانوادگی
٧ دربارهٔ شخصیّتی که نام کوچه یا خیابان یا مدرسهٔ شما به نام اوست، دو خط بنویسید.

٨  نامه ای کوتاه به رهبر معظّم انقلاب بنویسید.با سلام محضر مبارک رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای

اینجانب یک نوجوان سیزده ساله هستم و بسیار مفتخرم که فرصتی نصیبم شد تا به رهبرم نامه ای بنویسم.

خدا را سپاس گزارم که در سرزمینی زندگی می کنم که با ولایت و رهبری هوشمندانه شما و همت مردم کشورم در مسیر رشد و تعالی قرار گرفته است.راهنمایی ها و بیانات روشنگرایانه که ریشه در تعالیم الهی دارد،چراغی است فراسوی راه ما.در روزگاری که ابرهای تیره ظلم و فساد در برابر خورشید حقیقت قرار گرفته اند ، من و دوستانم سعی می کنیم با هوشیاری و درس خواندن و تلاش بی دریغ و حفظ ایمان و تقوا،فردایی شکوهند برای ایران مقتدر و سر افراز به وجود بیاوریم و به شما و این سرزمین آزاد و آباد وفادار بمانیم

٩ دربارهٔ سخن زیر، دو سطر بنویسید.

قیمت هر کس به قدر علم اوست

ارزش و اعتبار واقعی انسان بستگی به سطح معرفت و دانش او دارد،نه به پول و ثروت و جلوه های ظاهری اش.بنابراین انسان هرچه قدر آگاه تر باشد،نزد مردم مقبول تر و ارزشمندتر است و همه به دیده احترام به او می نگرند.


موضوعات مرتبط: درس نهم: نصیحت امام )ره(، شوق خواندن

تاريخ : سه شنبه 4 مهر 1396 | 21:51 | نویسنده : a.sh |

معنی واژه ها

قلم زنی :کندن نقش بر روی فلزات

عین:مثل /مانند

از کوره در رفتن : کنایه از خشمگین شدن

طاقت:تاب و توان 

عمارت :ساختمان /بنا

پلکیدن :آ هسته و آرام حرکت کرن

هر هر خندیدن : پیوسته و بیهوده خندیدن

تو نخ چیزی رفتن : مشغول و متمرکز در کاری شدن

کلافه شدن : سخت ناراحت شدن

قراضه : خراب / کهنه و فرسوده 

حوصله : صبر /تاب و تحمل

از زبان افتادن : کنایه از خسته شدن از پر حرفی /به کنایه نتوانستم حر ف بزنم

توذوق کسی زدن:مایوس و ناامید کردن کسی

بار و بندیل : اسباب و اساس

ناشتایی : صبحانه عازم :‌قصد کننده

تک ودو : تلاش و تکاپو

شوفر:راننده ی اتو مبیل در زبان فرانسه

پوز خند:خنده ای به قصد تمسخر

بیتوته :‌شب در جایی ماندن

پر پر زدن دل :کنایه از نهایت اضطراب و بی تابی

او قات تلخی : تند خویی

دیزی : دیگ آبگوشت

رونق : رواج

مناره :ستونی بلند در مسجد که در آ> اذان میگویند

آهان : بلی/ آری کار دست کسی دادن : برای کسی مشکل درست کردن

علاف: بی کار و سر در گم

عازم : رهسپار

گوشزد نمودن : یاد آوری کردن / تذکر دادن

زیربار رفتن : کنایه ازپذیرفتن مسئولیت

لب و لو چه تو هم رفتن :‌کنایه از اخم کردن / غمگین شدن

یک سطل آب سر کسی ریختن :کنایه از کسی را ما یوس و نا امید کردن


موضوعات مرتبط: روان خوانی: سفرنامهٔ اصفهان

تاريخ : سه شنبه 4 مهر 1396 | 21:50 | نویسنده : a.sh |

معنی واژه ها

تردید: شک                                          

دقایق:جمع دقیقه 

دل آِزرده :ناراحت      

  اثنا :میانه ها

حیرت :سر گشتگی / شگفت زده شدن      

 حک کردن : تراشیدن

صاحبان قبور : کسانی که مرده اند و در گور دفن شده اند.

نظر : نگاه /دید گاه         

خفتن : خوابیدن

اعظم :بزرگ/ بزرگتر           

غفلت : بی خبری

دی : دیروز 

نامده : نیامده

الکی:غیر جدی /دروغی

اضطراب :نگرانی /پریشان حالی  

 گره از کار دیگران گشودن:کنایه از بر طرف کردن مشکل

مصاحبت :هم نشینی /گفت و گو

 اعجاب: شگفتی و تعجب

تامل :اندیشیدن / فکر کردن

عبرت : پند / اندرز


خود ارزیابی

1چرا می گویند: «وقت از طلا گران بهاتر است ؟»زیرا با صرف وقت می توان طلا به دست آورد ولی دقایق تلف شده را با طلا نمی توان خرید.

٢ منظور از «عمر حقیقی را شناسنامهٔ ما تعیین نمی کند »، چیست؟عمر حقیقی آن است که انسان در جستجو و کسب علم باشد. کارهای مفید و سازنده ارائه دهد و با رفتارهای زیبا و کارهای بزرگ به مردم خدمت کند

٣ پیام اصلی درس چیست؟بهره گیری از فرصت ها برای زندگی شاداب،رو به رشد،فعال و موفق


دانش های زبانی و ادبی

نکتۀ اوّل

به این جمله ها توجّه نمایید و دربارهٔ آنها گفت وگو کنید.
 علی کفش های جدیدش را پوشید.
 کشاورزان گندم را کاشتند.
 شاگردان خوشحال شدند.
 هوا سرد است.
 مریم معلم مدرسه بود.
چنان که ملاحظه می کنید فعل جملهی اوّل و دوم انجام کاری را نشان می دهند )کار پوشیدن و
کاشتن(، امّا فعل های جمله های سوم، چهارم و پنجم وقوع کاری را نشان نمی دهند بلکه تنها برای
نسبت دادن چیزی به چیز دیگر به کار می روند. مثلاً در جمله سوم «خوشحالی » به شاگردان و در جمله
چهارم «سردی » به هوا نسبت داده شده است.
به فعل هایی مانند «شد « ،» است » و «بود » که برای نسبت دادن چیزی به چیزی به کار می روند،
فعل «ِاسنادی » می گویند.
نکتۀ دوم

به این دو بیت توجّه کنید:

چادر من چلچراغی از صفاست        چادر من باغی از آیینه هاست

باغی از آیینه های دوستی           باغی از مهر و صفای دوستی

شاعر در عالم خیال، چادر عشایر را همچون چلچراغی روشن و درخشان و باصفا دیده است و
در سه مصراع بعدی نیز آن را چون باغی از آیینه که پر از دوستی و مهر و صفاست، معرّفی کرده است.
در دنیای واقعی ما هیچ چادری مانند باغی از آیینه نیست، امّا شاعر با بهره گیری از «تخیّل » خویش چنین
چادری را ساخته است این تصویرها و توصیف ها به شعر و نوشته زیبایی می بخشند و بر تأثیر و گیرایی
آن می افزایند. آیا شما می توانید چادر عشایر را با استفاده از تخیّل خود به گونه ای دیگر توصیف کنید؟


١ سه جمله از متن درس بنویسید که در آنها فعل «اسنادی » به کار رفته باشد.

وقت ازطلاگران بها تراست

این سخن زیبای نهج البلاغه یادمان باشد

چرا زندگی مردمش این قدر کوتاه است

٢ نمونه ای از به کارگیری «تخیّل » را در درس «قلب کوچکم یا زنگ آفرینش » بیابید و بنویسید.

دانه آرام بر زمین غلتید              رفت و انشای کوچکش را خواند

 

گفت باغی بزرگ خواهم شد      تا ابد سبز سبز خواهم ماند

 

 هنگام نوشتن فعل های ماضی سوم شخص جمع، مراقب باشیم که آنها را به شکل صحیح نوشتاری بنویسیم، مانند: «خوردند » به جای «خوردن .»
 کلماتی مانند عیسی، موسی، مصطفی و … باید به همین شکل نوشته شوند؛هرچند تلفّظ آنها متفاوت از شکل نوشتاری آنهاست.

 

3- ده واژه از متن درس بنویسید که ارزش املایی داشته باشند.

صرف وقت-تلف-عمر حقیقی-فرصت-اثنا-حک-اعظم-اضطراب-مصاحبت -تامل -عبرت

 4-در هر جمله یک غلط املایی وجود دارد؛ آنها را پیدا کنید و به شکل درست بنویسید.

 اسکندر سنگ مزارها را خواند و به هیرت فرورفت.حیرت

 مدّت حیاط صاحبان قبور از ده سال تجاوز نمی کرد.حیات

 

 مجتبا در درس هایش بسیار پیشرفت کرده است. مجتبی

 

 یکی از راه های تقویت ذهن و پرورش قدرت نویسندگی مقایسهی پدیده ها  و بیان شباهت ها و تفاوت های آنهاست.
 خوانش انشا با لحن و آهنگ مناسب بر تأثیر آن می افزاید

 5- با هر یک از ترکیب های زیر جمله ای بنویسید.

 

 قسمت اعظم:قسمت اعظم عمر ما انسان ها صرف کارهای بیهوده می شود

 صرف وقت:با صرف وقت می توان طلا به دست آورد.

 اثنای سفر:انسان در اثنای سفر دوستان واقعی را می شناسد

 دقایق تلف شده:دقایق تلف شده عمر قابل برگشت نیست.

 مصاحبت دوستان:دوستی و مصاحبت با دوستان واقعی را قدر بدانیم

6- با استفاده از فعل های اسنادی، یک بند دربارهٔ ارزش وقت بنویسید.

وقت به قدری ارزشمند است که توصیف آن دشوار است.وقت گوهر گران بها و بی مانندی است در دست انسان هنرمند که با استفاده درست از آن ارزشش افزوده می شود.وقت موجی است در دریای زمانه که باید موج سوار ماهری بود تا با سوار برآن پیروز میدان باشیم

7- شعر زیر را بخوانید و پیام آن را در دوسطر بنویسید.

عیب است بزرگ بر کشیدن خود را    وز جمله خلق برگزیدن خود را

از مردمک دیده بباید آموخت             دیدن همه کس را و ندیدن خود را

غرور و تکبر و خود بزرگ بینی رفتاری است شیطانی و ناشایست.انسان را از انسانیت دور می کند و باعث گمراهی اش می شود.و فروتنی ارزش قائل شدن برای هم نوعان و دیگران را بر خود ترجیح دادن است یعنی حرکت در مسیر درست تکامل.

8- نظر خود را درباره ی ضرب المثل زیر در دوسطر بنویسید.

«وقت را غنیمت دان، آنقدر که بتوانی

ای انسان زمان سرمایه ای است با ارزش و گران قدر که فقط یک بار در اختیار تو قرار می گیرد.بنا بر این قدر آن را بدان و برای لحظه لحظه آن برنامه ریزی داشته باش که جای افسوس و پشیمانی باقی نماند.


موضوعات مرتبط: درس هشتم: زندگی همین لحظه هاست

تاريخ : سه شنبه 4 مهر 1396 | 21:47 | نویسنده : a.sh |

دعای مادر

از بایزید بسطامى، رحمة اللّه علیه، پرسیدند که
ابتداى کار تو چگونه بود؟ گفت: من ده ساله بودم، شب
از عبادت خوابم نمى بُرد.
شبى مادرم از من درخواست کرد که امشب سرد
است، نزد من بخُسب.
مخالفت با خواهش مادر برایم دشوار بود؛ پذیرفتم


آن شب هیچ خوابم نبرد و از نماز شب بازماندم.
یک دست بر دست مادر نهاده بودم و یک دست زیر سر
مادر داشتم.
آن شب هزار «قُل هُوَ اللّهُ اَحَد » خوانده بودم.
آن دست که زیر سر مادرم بود، خون اندر آن خشک
شده بود. گفتم: «اى تن، رنج از بهِر خداى بکش .»
چون مادرم چنان دید، دعا کرد و گفت: «یا رب،
تو از وى خشنود باش و درجتش، درجهٔ اولیا گردان .»
دعاى مادرم در حقّ من مستجاب شد و مرا بدین
جاى رسانید.
بُستان العارفین

معنی: از بایزید بسطامی -که رحمت خدا بر او باد- پرسیدند که تو قبل از این که به این مقام و مرتبه برسی چگونه فردی بودی وچگونه به این راه هدایت شدی؟

گفت: من ده سال داشتم و شب ها مشغول عبادت بودم.

یک شب مادرم از من درخواست کرد که چون امشب سرد است نزد من بخواب.

سرپیچی از درخواست مادرم برایم سخت بود.بنابراین قبول کردم.

آن شب اصلا خوابم نبرد و نتوانستم نماز شب به جا آورم.

یک دستم در دست مادر بود و دست دیگرم در زیر سرش بود تا راحت بخوابد.

آن شب هزار بار سوره توحید را خوانده بودم.

آن دستی که زیر سر مادرم بود بی حرکت مانده بود و خون در آن جریان نداشت.

گفتم ای بدن به خاطر خداوند و خشنودی او رنج و سختی امشب را تحمل کن.

وقتی مادرم از خواب برخاست و مرا در آن وضع دید برایم دعا کرد وگفت:خدایا تو هم از فرزندم راضی باش و مقام و مرتبه اش را در ردیف مرتبه بزرگان و عارفان قرار بده.

دعای مادرم درباره من پذیرفته شد و مرا به این درجه و جایگاه رساند.


معنی لغات

 

بخسب:بخواب

باز ماندن:محروم شدن

درجت:درجه /رتبه  

اولیا: جمع ولی /دوستان خدا

مستجاب:پذیرفته شده /اجابت شده
رحمة اللّه علیه: رحمت خدا بر او باد


موضوعات مرتبط: حکایت: دعای مادر

تاريخ : سه شنبه 4 مهر 1396 | 21:42 | نویسنده : a.sh |
تاريخ : سه شنبه 4 مهر 1396 | 13:45 | نویسنده : a.sh |

من قلب كوچولویی دارم. خیلی كوچولو. خیلی خیلی كوچولو...مادر بزرگم می گوید: قلب آدم نباید خالی بماند، مثل گلدان خالی زشت است و آدم را اذیت می كند. برای همین هم مدتی است فكر میكنم این قلب كوچولو را به چه كسی باید بدهم. یعنی، راستش ، چطور بگوبم؟ دلم می خواهد تمام تمام این قلب كوچولو را مثل یك خانه قشنگ كوچولو به كسی بدهم كه خیلی خیلی دوستش دارم.. یا... نمی دانم... كسی كه خیلی خوب است. كسی كه واقعا حقش است توی قلب كوچولو و تمیز من خانه داشته باشد. خب راست می گویم دیگر. نه؟ پدرم می گوید: قلب، مهمان خانه نیست كه آدمها بیایند، دوسه ساعت یا دوسه روزی توی آن بمانند و بعد بروند. قلب، لانه گنجشك نیست كه در بهار ساخته بشود و در پاییز باد آن را با خودش ببرد... قلب، راستش نمی دانم چیست، اما این را می دانم كه فقط جای آدمهای خیلی خیلی خوب است برای همیشه...
خب ... بعد از مدتها فكر كردم، تصمیم گرفتم قلبم را بدهم به مادرم، تمام قلبم را . تمام تمامش را بدهم به مادرم، و این كاررا هم كردم...اما ... اما وقتی به قلبم نگاه كردم دیدم، با این كه مادر خوبم توی قلبم جاگرفته، خیلی هم راحت است، باز هم نصف قلبم خالی مانده... خب معلوم است. من از اول هم باید عقلم می رسید و قلبم را به هردو تا شون می دادم. به پدرم و مادرم.  پس همین كار را كردم. بعدش می دانید چطور شد؟ بله، درست است. نگاه كردم و دیدم كه باز هم، توی قلبم، مقداری جلی خالی مانده. فورا تصمیم گرفتم آن گوشه خالی قلبم را بدهم به چند نفر. چند نفر كه خیلی دوستشان داشتم. و این كاررا كردم. برادر بزرگم، خواهر كوچیكم، پدربزرگم، مادربزرگم، یك دایی مهربان و یك عموی خوش اخلاقم راهم توی قلبم جا دادم... فكركردم حالا دیگر توی قلبم حسابی شلوغ شده... این همه آدم توی قلبی به این كوچكی، مگر می شود؟ اما وقتی نگاه كردم، خداجان! می دانید چی دیدم؟ دیدم كه همه این آدمها، درست توی نصف قلبم جا گرفته اند. درست نصف با این كه خیلی راحت هم ولو شده بودند و می گفتند  و می خندیدند. و هیچ گله ای هم از تنگی جا نداشتند...
من وقتی دیدم همه آدمهای خوب را دارم توی قلبم جا می دهم، سعی كردم این عموی پدرم راهم ببرم توی قلبم و یك گوشه بهش جابدهم...اما... جانگرفت... هرچی كردم جا نگرفت...دلم هم سوخت... اما چكاركنم؟ جا نگرفت دیگر. تقصیر من كه نیست حتما  تقصیر خودش است. یعنی، راستش هر وقت كه خودش هم، با زحمت و فشار، جا می گرفت، صندوق بزرگ پولهایش بیرون می ماند و او، دوان دوان از قلبم می آمد بیرون تا صندوق را بردارد.


لغات درس

اذیت :آزار دادن
واقعا : به درستی حق : شایسته /سزاوار
تمام تمام : کامل
معلوم: آشکار
عقلم می رسید : من درست فکر می کردم
 فورا : سریع و زود
 شلوغ : پرسرو صدا
ولو : پخش و پراکنده
حسابی : کامل /فراوان
رضایت : خشنودی
سعی : تلاش و کو شش
تقصیر :سهل انگاری و کو تاهی
یک عالم : مقدار زیاد/ به اندازه وسعت یک دنیا
سراسر :همه/ تمام
کثیف: الوده
 عجیب : شگفت انگیز/ شگفت آور
 زور گفتن :ظلم وستم کردن 
 گله :شکایت و دل خوری
مهمان خانه : مسافر خانه


خود ارزیابی

 1چه کسانى مى توانند در قلب ما جا بگیرند؟

 

همه کسانی که دوستشان داریم و به آنها عشق می ورزیم.به کسانی که از بدی ها دور هستند و سرشار از خیر و نیکی.

 

2  چرا قلب آدم نباید خالى بماند؟

اگر خالی بماند مثل یک گلدان خالی زشت است و آدم را اذیت می کند.در ضمن قلب جایگاه دوست داشتن و مهر ورزی است.اگر کسی در قلبمان نباشد احساس تنهایی و افسردگی می کنیم.

3  چرا قلب به دریا تشبیه شده است؟

شما قلب را به چه چیزهایى تشبیه مى کنید؟قلب از جهت وسعت به دریا تشبیه شده است.قلب را می توان به آسمان یا آب زلال تشبیه کرد.
4  .......................................................


دانش های زبانی و ادبی

نکتۀ اوّل
به این جمله ها توجّه نمایید و دربارهٔ آنها گفت وگو کنید.
الف) علی آمد.
 مریم رفت.
ب)  حسن میوه را خورد.
 مینا نامه را خواند.
همان طور که پیش تر گفتیم «فعل »، اصلی ترین بخش یک جمله است. فعل های بخش «الف »
کلمه های «آمد » و «رفت » است. در جملهٔ اول و دوم، تنها با اضافه شدن نهاد به فعل، معنی جمله کامل
می شود. امّا معنی جمله های بخش «ب » با نهاد، تمام نمی شود. در این جمله ها وقتی شما بگویید «خورد

شنونده می پرسد «چه چیزی را خورد؟ »، درواقع چیزی خورده شده است؛ بنابراین برای تمام شدن معنی
جمله، لازم است بخشی به فعل اضافه شود. این بخش که معمولاً با کلمهٔ «را » به کار می رود، مفعول
است. در زبان فارسی معیار امروز «را » نشانهٔ مفعول است.

نکتۀ دوم
به این جمله توجّه کنید:
دلم می خواهد تمام تمام این قلب کوچولوی کوچولو را، مثل یک خانهٔ قشنگ کوچولو، به کسی
بدهم که خیلی خیلی دوستش دارم.
می بینید که نویسنده بعضی کلمه ها را تکرار کرده است. چه وقت تکرار زیباست؟ آیا همهٔ تکرارها زیبا هستند؟

هرگاه نویسنده بخواهد بر چیزی تأکید کند، آن را تکرار می کند. این تکرار آگاهانه بر تأثیر سخن
می افزاید. شاعران، از «تکرار » برای زیباسازی و تأثیرگذاری شعر استفاده می کنند. حتّی گاه به تکرار یک بیت در شعر می پردازند


فعالیت های نوشتاری

1 نمونه هاى تکرار را از درس پیدا کنید و بنویسید.
من قلب كوچولویی دارم. خیلی كوچولو. خیلی خیلی كوچولو

2 نهاد و مفعول هر جمله را مشخّص کنید.

 رزمندگان، دشمن را از خاک ما بیرون انداختند.

  نهاد       مفعول

من عموی خوش اخلاقم را توی قلبم جا دادم.

نهاد  مفعول

 همهٔ معلّم ها، بچّه ها را دوست دارند.

 نهاد              مفعول

در نوشتن املا دقّت و سرعت موجب می شود تا متن آن به دور از هرگونه خطا باشد.
 واژه های هم آوا از مباحث دشوار املایی است. شناخت شکل درست آنها به معنا و کاربرد آنها در جمله وابسته است.

٣ با توجه به معنی جمله ها، واژه های مناسب را در جای خالی قرار دهید.
الف) مادر بزرگ دربارهٔ حیات گل های باغچه با نوه اش در حیاط خانه گفت وگو می کرد.
(حیاط، حیات)

ب)مراقب پول های خرد خود باشیم و از خورد و خوراک های بیهوده پرهیز کنیم.(خورد، خُرد)

 تکرار آگاهانه در نظم و نثر باعث زیبایی نوشته می شود.
 انشای خود را با بهره گیری از زاویهٔ دید سوم شخص مفرد بنویسید.

٤ با هریک از واژه های تکرار شدهٔ زیر یک جمله بسازید.
 آهسته آهسته:پیرمرد آهسته آهسته گام بر می داشت
 درشت درشت:قطرات تگرگ درشت درشت،از آسمان پایین می آمد
٥ دربارهٔ این جمله توضیح دهید: «قلب، لانهٔ گنجشک نیست که بهار ساخته شود و در پاییز باد آن را با خودش ببرد .»

لانه گنجشک جایگاه ثابت و پایداری ندارد.یعنی بعد از این که در بهار ساخته شد ممکن است بعد از بروز حوادث طبیعی نابود شود.یا این که در پاییز ،باد آن را با خود ببرد.اما قلب جایگاه محکم و استواری در وجود انسان دارد.و به هر وسیله ای ویران نمی شود.قلب جایگاه ثابت برای کسانی است که به آنها عشق می ورزیم ،از صمیم قلب دوستشان داریم وهیچ گاه یاد و خاطره آنها از وجودمان محو نخواهد شد.

٦ برای درس، عنوان مناسب دیگری انتخاب کنید.

خانه دلم جایگاه چه کسانی است

٧ تصویر زیر را با استفاده از شیوهٔ تکرار توصیف کنید.

 

بهار است.بهار رستاخیز طبیعت است و رویشی سبز است که سبز بودن را به انسان القا می کند.طبیعتش مطبوع مطبوع و طراوت و تازگی اش نوازشگر روح و روان انسان است.شکوفه باران بهاری بارشی است از الطاف الهی بر همه دل های کویری و چشم اندازی است چشم نواز برای همه چشم های کم رمق و خسته

 8برداشت خود را از ضرب المثل «از هیچ دلی نیست که راهی به خدا نیست » بنویسید.

فطرت انسان به گونه ای است که نیازمند ارتباط با خدا و رسیدن به آرامش است.این حس در وجود همه انسان ها وجود دارد.ولی هر شخص به روش خاص خود با خدا ارتباط برقرار می کند.بنابراین دل انسان هر چه پاک تر و باصفاتر باشد،این حس ارتباط،صمیمانه تر ونزدیک تر می شود


موضوعات مرتبط: درس ششم: قلب کوچکم را به چه کسی بدهم؟

تاريخ : سه شنبه 4 مهر 1396 | 13:39 | نویسنده : a.sh |

روشن و گرم و زندگی پرداز    آسمان مثل یك تبسم شد           

هوا گرم می شود و آسمان روشن می شود و زندگی دوباره آغاز می شود

آسمان لبخند می زند و زندگی دوباره جریان پیدا می کند

هر چه سرما و هر چه دل سردی  پر زد آهسته از نظر گم شد

سرما و تمام آنچه موجب دلسردی می شد و افسردگی می آورد از بین رفت

با نسیمی كه زندگی در اوست      باز چشم جوانه ای باز شد

با وزش باد بهاری که همیشه زندگی را به همراه دارد جوانه ای متولد شد وچشمش را به دنیا باز کرد

بر درختی شكوفه ای خندید         در كتابی بهار معنا شد

شکوفه ها بر روی شاخه درخت باز شدند و در کتاب طبیعت بهارآغاز شد

با بهاری كه می رسد از راه        سبز شو تازه شو بهاری شو

تو هم همگام با رسیدن بهار ویژگی های تازه ای مانند سرسبزی و طراوت وشادابی پیدا کن

مثل یك شاخه گل جوانه بزن       مثل یك چشمه سار جاری شو

هم نوا با پدیده های طبیعت،تو هم تازگی را در خودت ایجاد کن و مانند یک چشمه در زندگی خود پرتلاش باش و مانند شاخه گلی زیبا جوانه بزن و شکوفا باش

زندگی بر تو می زند لبخند          هست وقت شكفتنت امروز

زندگی به تو روی خوش نشان داده است و بهترین زمان برای شکفته شدنت است

بهتر از هر چه هست در دنیا        با خدا راز گفتنت امروز

در این موقعیت بهترین کاری که می توانی انجام دهی گفتگو با خداست


لغات درس

دوره: زمان و روزگار                                        

شوق:اشتیاق و میل و رغبت فراوان به چیزی

شکوفایی:شکفته شدن/رونق
معمولا: به صورت رایج 
حسرت:افسوس/دریغ/ناراحتی واندوه زیاد
انتقال:جابه جاکردن
پر فراز و فرود:پراز خوشی وناخوشی
فراز:بالا             

فرود:پایین

وابستگی:به کسی نیازمند بودن
استقلال:مستقل بودن /تابع دستور کسی نبودن
شبیه :مانند
دل خوری :ناراحت شدن
لذت:حالت خوشی که به انسان دست میدهد
زلال:صاف و گورا
کیمیا:هر چیز کمیاب و دست نیافتنی
گوناگون : مختلف
سرشار :پر /انباشته
علایق :دلبستگی هاجمع علاقه
اندرز : پندو نصیحت
چالاکی:تند بودن
مهارت :استادی /توانایی انجام دادن کاری به نحو شایسته
تصاویر:جمع تصویر/ شکلها


خود ارزیابی

1 منظور شاعر از «آسمان مثل یک تبسّم شد » چیست؟

ابرهای تیره کنار رفتند و خورشید طلوع کرد و با روشنایی خورشید،آسمان مانند یک لبخند زیبا گشته است

2 به نظر شما، چرا بزرگ ترها از دوره نوجوانی و جوانی خود معمولا با حسرت و آه، یاد می کنند؟

به این دلیل که قدر دوران نوجوانی و جوانی خود را ندانستند و فرصت ها را از دست دادند.

3 «نوجوانى زیباست »؛ چه کنیم تا زیباتر شود؟

هیجانات خود را کنترل کنیم .شور و نشاط و استعداد و نیروی جوانی خود را در راه کسب دانش ها و مهرت های مختلف زندگی هدایت کنیم.دلمان سرشار از یاد خدا باشد و با توکل به او امیدوار و ثابت قدم باشید.

4 ……………………………………………


دانش های زبانی و ادبی

نکتۀ اوّل

به این جمله ها توجّه نمایید و دربارهٔ آنها گفت وگو کنید.
الف(  نرگس آمد

 آقای مدیر آمد.
ب(  هوا سرد است.
 خواهرم خوشحال است.
در مثال های بخش «الف « ،» آمد » فعل جمله است و انجام کاری را نشان می دهد. وقتی شما بگویید
«آمد » شنونده می پرسد «چه کسی آمد؟ » در واقع کسی یا چیزی عمل آمدن را انجام می دهد؛ بنابراین برای
تمام شدن معنی جمله، لازم است به این بخش، فعل اضافه شود. در جملهٔ اول عمل آمدن را نرگس انجام
داده است و در جملهٔ دوم آقای مدیر، کسی است که آمده است.

در مثال های بخش «ب »، فعل جمله، صفت یا حالتی را نشان می دهد. وقتی شما بگویید «سرد
است » شنونده می پرسد «چه چیزی سرد است؟ » یا وقتی بگویید «خوشحال است » شنونده می پرسد «چه
کسی خوشحال است؟ » در واقع صفت یا حالت موردنظر به کسی نسبت داده شده است.
به کلمه هایی که معمولاً در ابتدای جمله می آیند و انجام کاری و یا داشتن حالتی به آنها نسبت
داده می شود، «نهاد » گویند

نکتۀ دوم
وقتى مى گوییم «بهار » به یاد چه چیزهایى مى افتید؟ درخت، گل، شکوفه، جوانه، شکفتن و …
از چیزهایى هستند که به ذهن مى رسند و به صورت یک مجموعه یا شبکه با هم مى آیند. به این شبکه ها
یا مجموعه ها در ادبیّات فارسى، «مراعات نظیر یا شبکهٔ معنایی » مى گویند. مراعات نظیر باعث زیبایى
سخن مى شود. حالا بگو یید «نوجوانى » چه چیزهایى را به یاد شما مى آورد


فعالیت های نوشتاری

1 پنج جمله از متن درس «زیبایی شکفتن » را انتخاب کنید و نهادهای آن را بنویسید.

نوجوانی دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی است

 

از چهره و نگاهش امیدواری و نشاط می جوشد

دوست خوب کیمیاست

2 با شبکه های معنایی زیر، یک جمله بسازید.
 درخت، شاخه، پرنده:پرنده زیبایی در بلندترین شاخه درخت آواز می خواند
 آسمان، ستاره، شب:آسمان کویر در هنگام شب پر ستاره و سرشار از زیبایی است
 رشد، نوجوانی،نشاط: نوجوانی دوران رشد و شکوفایی و نشاط است

3 برای هر یک از واژه های زیر، دو هم خانواده بنویسید.
مثل ← مثال،تمثیل نظر ← ناظر ، منظور
جاری ← مجری،جریان
4 واژه های زیر را مانند نمونه کامل کنید.
خسته + ی ← خستگی
آهسته + ی←آهستگی
زنده + ی ←زندگی
شکفته + ی
شکفتگی

 5با هر یک از واژه های زیر جمله ای بنویسید.
نسیم:نسیم با وزش بهاری خود چهره گل را خندان کرد
لبخند:یکی از عوامل نفوذ در دلها لبخند زدن است
6  پیام اصلی شعر «با بهاری که می رسد از راه » را در دو سطر بنویسید.

همراه با نو شدن طبیعت انسان نیز می تواند باطراوت و سرزنده شود و در جهت رشد و شکوفایی و توانمندی هایش قدم بردارد و خود را برای تغییرات مثبت در زندگی اش اماده کند و بداند که بهترین کار یاد خدا و ارتباط با اوست

7 دربارهٔ جملهٔ «خود را بشناس تا خدا را بشناسی » یک بند بنویسید.

یکی از بهترین راه های شناخت خدا دقّت در نظام آفرینش و خلقت موجودات دنیا است.یکی از شگفت انگیز ترین موجودات انسان است که با دقت در آفرینش او می توان به وجود خالقی دانا و توانا پی برد.حدیث «من عرف نفسه فقد عرف ربه » بیانگر این است که هرکس خود را شناخت به تحقیق خدایش را شناخته است.

8  دربارهٔ جملهٔ ناتمام «من یک نوجوان ایرانی ام که تصمیم دارم … » انشایی بنویسید


موضوعات مرتبط: درس چهارم: با بهاری که می رسد از راه، زیبایی شکفتن

تاريخ : سه شنبه 4 مهر 1396 | 13:35 | نویسنده : a.sh |
تاريخ : سه شنبه 4 مهر 1396 | 11:42 | نویسنده : a.sh |
تاريخ : سه شنبه 4 مهر 1396 | 11:11 | نویسنده : a.sh |
تاريخ : دو شنبه 3 مهر 1396 | 19:51 | نویسنده : a.sh |
تاريخ : شنبه 1 مهر 1396 | 23:9 | نویسنده : a.sh |
تاريخ : شنبه 1 مهر 1396 | 23:7 | نویسنده : a.sh |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد

.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مهر فیس
  • وب قالب بلاگفا
  • وب جوان
  • وب موج سوار